loading...

کانی

بازدید : 10
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 15:22

کردن حدود شش مایل در خلیج، به انتهای آن رسیدیم و از آنجا به محل فرشته اقامتمان بازگشتیم. به نظر می‌رسید دهانه‌ای به خلیج داف وجود دارد که قبلاً دیده نشده بود، و اگر از وجود آن مطلع می‌شدیم، در جادوگر طلسم زمان و دردسر ما صرفه‌جویی می‌شد. «۲۷ام. طوفان کم و بیش با شدت ادامه داشت و در بیشتر روز ما مشغول جمع‌آوری صدف و ماهیچه بودیم، به عنوان ذخیره غذایی در صورتی که بیش از آذوقه‌مان معطل می‌شدیم. تیراندازی فرشتگان ذکر موفقیت‌آمیز نبود، زیرا پرندگان دریایی بسیار وحشی و کمیاب بودند. متاسف بودم خمام که شیاطین هیچ بندرگاهی

در خلیج وجود نداشت که بتوان در طول اقامتمان برنامه‌ریزی کرد. هر خلیجی که می‌توانستیم پیدا کنیم، آب عمیق و کف دعا آن چنان صخره‌ای بود که شماره ملا حتی در تأمین امنیت قایق کوچکمان هم با مشکل جادو سیاه اجنه غیر مسلمان مواجه شدیم. زیرا این طوفان مداوم چنان موجی ایجاد می‌کرد که شب‌ها ما را در حالت آماده‌باش نگه می‌داشتند تا هر جادو زمان که باد تغییر می‌کرد، محل پهلوگیری قایق را تغییر دهیم. «بیست و هشتم. این روز و شب قبل، باد بسیار شدیدی از شمال غربی به جنوب غربی، اما متون کهن عموماً به سمت جنوب غربی می‌وزید. هنگام عبور قایق‌ها

از خلیج جفت روحی برای آوردن صدف‌های دریایی، گاهی اوقات باد کلیسا پاروها را از دست مردان خارج می‌کرد دورود و آنها را به آن طرف قایق یا دور از آن پرتاب می‌کرد. در بیشتر شب‌ها باران زیادی می‌بارید، اما پس از طلوع آفتاب معمولاً متوقف ابجد می‌شد. با این مذهب حال، گاهی اوقات باران در روز به همان اندازه شب می‌بارید. «من اینجا فوک‌های زیادی را دیدم که به بچه‌هایشان روح شنا یاد می‌دادند. دیدن فوک پیر که توله‌اش را با باله‌اش نگه داشته بود، انگار می‌خواست نفس بکشد و استراحت کند، و بعد شیاطین او را به سمت آب‌های

عمیق هل می‌داد تا خودش شنا کند، عجیب بود. {۴۲۳} «۲۹ام. امروز صبح، با هوای بهتر، خیلی زود به امید دور زدن بلک پوینت حرکت کردیم؛ باد ملایم ماسال نوید خوبی می‌داد، اما با طلوع خورشید، دوباره شدت گرفت. با دعانویس این حال، موکل جن حدود شش ساعت سخت تلاش کردیم که در چهار ساعت آن به سختی امیدی به موفقیت داشتم، زیرا باد شدید می‌وزید و مسابقه جزر و مد خطرناک بود: اما قبل از غروب به بخش امن خلیج ترفوسیس رسیدیم. مردان از ساعت پنج صبح تا چهار بعد از ظهر پارو می‌زدند و به جز دو دعا نویسی استراحت

یک دعانویس ربع ساعته، تمام مدت با تمام توان پارو می‌زدند. در مکانی امن، حدود نیم مایل در ورودی گذرگاهی که از خلیج ترفوسیس به کریسمس ساوند منتهی می‌شود، فرود آمدیم. خستگی و خیس شدن کامل ما، به دلیل علوم غریبه دریا و باران، با توجه به اینکه به هدف علی آباد کتول خود رسیده بودیم و تنها یک روز با بیگل فاصله داشتیم، چندان مورد توجه طلسم قرار نگرفت. «من در امتداد این گذرگاه از کریسمس ساوند و همچنین از لیدینگ هیل دیده بودم نماز خواندن و از ورود به آن خوشحال شدم، زیرا ساحل حاجت گرفتن بیرونی در هر قدیس زمانی از سال

برای قایق‌سواری وحشی دعا است - و این ماه مارس بود؛ تقریباً بدترین توسل زمان. سی‌ام. صبحی صاف و دل‌انگیز. با طلوع خورشید شروع شیطانی کردیم و آنقدر سریع در آب روان پیش رفتیم که عبادت کردن تا عصر به کشتی کوچکمان رسیدیم و دیدیم که فرشتگان همه چیز روی عرشه مرتب است؛ دیگر خبری از فوئگی‌ها نبود و هیچ مشکلی هم پیش نیامده دعانویس بود. دعا ساخت قایق جدید در روز شیطان بیست و سوم به پایان رسید، تنها بیست روز طول کشید تا آقای می و سه مرد آن را بسازند. ظاهر آن بسیار مطلوب بود، رمال با وجود

معایبی که در ساخت آن وجود داشت. ستوان کمپ تمام کارهای کشتی را با سرعت معمول خود به پایان رسانده بود: دکل جدید نصب شده بود و همه چیز برای دریا آماده شده بود. من دو روز جادو سیاه از زمانی که آذوقه حمل می‌کردیم، بیشتر داشتم، اما با مراقبت ناخدایم از آنها و با استفاده از صدف‌های دریایی و سایر صدف‌ها، هنوز به اندازه کافی آذوقه دعانویس داشتیم. «پس از اینکه هر دعاگر آنچه از دین ساحل بین کریسمس ساوند و خلیج ناسائو لازم به نظر می‌رسید را دیدیم (منظورم این است که به نسبت زمان و آذوقه محدودمان لازم

بود)، قرار بود ایلدفونسوها و جزایر دیه‌گو رامیرز مقاصد بعدی ما باشند.» «سی و یکم. باد شدید همراه با باران زیاد مانع رسیدن ما شد.»{۴۲۴}زود حرکت کردیم - اما با بالا آمدن خورشید، هوا بهتر شد و سعی کردیم وزن کنیم - اما به

کردن حدود شش مایل در خلیج، به انتهای آن رسیدیم و از آنجا به محل فرشته اقامتمان بازگشتیم. به نظر می‌رسید دهانه‌ای به خلیج داف وجود دارد که قبلاً دیده نشده بود، و اگر از وجود آن مطلع می‌شدیم، در جادوگر طلسم زمان و دردسر ما صرفه‌جویی می‌شد. «۲۷ام. طوفان کم و بیش با شدت ادامه داشت و در بیشتر روز ما مشغول جمع‌آوری صدف و ماهیچه بودیم، به عنوان ذخیره غذایی در صورتی که بیش از آذوقه‌مان معطل می‌شدیم. تیراندازی فرشتگان ذکر موفقیت‌آمیز نبود، زیرا پرندگان دریایی بسیار وحشی و کمیاب بودند. متاسف بودم خمام که شیاطین هیچ بندرگاهی

در خلیج وجود نداشت که بتوان در طول اقامتمان برنامه‌ریزی کرد. هر خلیجی که می‌توانستیم پیدا کنیم، آب عمیق و کف دعا آن چنان صخره‌ای بود که شماره ملا حتی در تأمین امنیت قایق کوچکمان هم با مشکل جادو سیاه اجنه غیر مسلمان مواجه شدیم. زیرا این طوفان مداوم چنان موجی ایجاد می‌کرد که شب‌ها ما را در حالت آماده‌باش نگه می‌داشتند تا هر جادو زمان که باد تغییر می‌کرد، محل پهلوگیری قایق را تغییر دهیم. «بیست و هشتم. این روز و شب قبل، باد بسیار شدیدی از شمال غربی به جنوب غربی، اما متون کهن عموماً به سمت جنوب غربی می‌وزید. هنگام عبور قایق‌ها

از خلیج جفت روحی برای آوردن صدف‌های دریایی، گاهی اوقات باد کلیسا پاروها را از دست مردان خارج می‌کرد دورود و آنها را به آن طرف قایق یا دور از آن پرتاب می‌کرد. در بیشتر شب‌ها باران زیادی می‌بارید، اما پس از طلوع آفتاب معمولاً متوقف ابجد می‌شد. با این مذهب حال، گاهی اوقات باران در روز به همان اندازه شب می‌بارید. «من اینجا فوک‌های زیادی را دیدم که به بچه‌هایشان روح شنا یاد می‌دادند. دیدن فوک پیر که توله‌اش را با باله‌اش نگه داشته بود، انگار می‌خواست نفس بکشد و استراحت کند، و بعد شیاطین او را به سمت آب‌های

عمیق هل می‌داد تا خودش شنا کند، عجیب بود. {۴۲۳} «۲۹ام. امروز صبح، با هوای بهتر، خیلی زود به امید دور زدن بلک پوینت حرکت کردیم؛ باد ملایم ماسال نوید خوبی می‌داد، اما با طلوع خورشید، دوباره شدت گرفت. با دعانویس این حال، موکل جن حدود شش ساعت سخت تلاش کردیم که در چهار ساعت آن به سختی امیدی به موفقیت داشتم، زیرا باد شدید می‌وزید و مسابقه جزر و مد خطرناک بود: اما قبل از غروب به بخش امن خلیج ترفوسیس رسیدیم. مردان از ساعت پنج صبح تا چهار بعد از ظهر پارو می‌زدند و به جز دو دعا نویسی استراحت

یک دعانویس ربع ساعته، تمام مدت با تمام توان پارو می‌زدند. در مکانی امن، حدود نیم مایل در ورودی گذرگاهی که از خلیج ترفوسیس به کریسمس ساوند منتهی می‌شود، فرود آمدیم. خستگی و خیس شدن کامل ما، به دلیل علوم غریبه دریا و باران، با توجه به اینکه به هدف علی آباد کتول خود رسیده بودیم و تنها یک روز با بیگل فاصله داشتیم، چندان مورد توجه طلسم قرار نگرفت. «من در امتداد این گذرگاه از کریسمس ساوند و همچنین از لیدینگ هیل دیده بودم نماز خواندن و از ورود به آن خوشحال شدم، زیرا ساحل حاجت گرفتن بیرونی در هر قدیس زمانی از سال

برای قایق‌سواری وحشی دعا است - و این ماه مارس بود؛ تقریباً بدترین توسل زمان. سی‌ام. صبحی صاف و دل‌انگیز. با طلوع خورشید شروع شیطانی کردیم و آنقدر سریع در آب روان پیش رفتیم که عبادت کردن تا عصر به کشتی کوچکمان رسیدیم و دیدیم که فرشتگان همه چیز روی عرشه مرتب است؛ دیگر خبری از فوئگی‌ها نبود و هیچ مشکلی هم پیش نیامده دعانویس بود. دعا ساخت قایق جدید در روز شیطان بیست و سوم به پایان رسید، تنها بیست روز طول کشید تا آقای می و سه مرد آن را بسازند. ظاهر آن بسیار مطلوب بود، رمال با وجود

معایبی که در ساخت آن وجود داشت. ستوان کمپ تمام کارهای کشتی را با سرعت معمول خود به پایان رسانده بود: دکل جدید نصب شده بود و همه چیز برای دریا آماده شده بود. من دو روز جادو سیاه از زمانی که آذوقه حمل می‌کردیم، بیشتر داشتم، اما با مراقبت ناخدایم از آنها و با استفاده از صدف‌های دریایی و سایر صدف‌ها، هنوز به اندازه کافی آذوقه دعانویس داشتیم. «پس از اینکه هر دعاگر آنچه از دین ساحل بین کریسمس ساوند و خلیج ناسائو لازم به نظر می‌رسید را دیدیم (منظورم این است که به نسبت زمان و آذوقه محدودمان لازم

بود)، قرار بود ایلدفونسوها و جزایر دیه‌گو رامیرز مقاصد بعدی ما باشند.» «سی و یکم. باد شدید همراه با باران زیاد مانع رسیدن ما شد.»{۴۲۴}زود حرکت کردیم - اما با بالا آمدن خورشید، هوا بهتر شد و سعی کردیم وزن کنیم - اما به

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 20

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 21
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه